تبلیغات
غریبه - نه عشق هست نه آرزو.................

غریبه


به جرم اینکه عاشق شدم همیشه دلشکسته و تنهام

من به خود میبالم که در این گوشه دنیا به امیدی زنده ام که فقط خود

دانم،نه عشق هست نه آرزو چرا که عشق را هوس گرفته و آرزو را

روزگار!!!!!!!!!!!!!!من به خود می بالم که در این گردی اعجاب انگیز به خودم

وابستم،من ساده ام ساده تر از بی رنگی پاکم پاکتر از یکرنگی من

خودمم خود خودم خودمم ،باران سرد که برای حضورت در قصرش باید

حتما اجازه گیری ،نکند که ترک بردارد چینی نازک احساس دلم،به خودم

می بالم که خودم را دوس دارم اندازه دنیا و حصاریست بین من و تو،من

نمیخاهم بفهمم راز بردن را میخاهم بازنده بمانم چرا که بردن در این دیر

با خلافی همراست یا کلک باید زد. من عاشق خوشحالی و شادی و

شورم دوس دارم که همگی شاد بمانیم بدونه گریه بدونه غم و غصه

بدونه دلتنگی...به که گویم که دلم می خواهد آسمان باشیم نه

ابر...کاش سهراب مرا میفهمید تا به جای تاشقایق هست زندگی باید

کرد می گفت تا دل شادی هست زندگی باید کرد چرا که شقایق ها

باختن بازی این دنیا راو چنان له شدن در زیر پای من و تو و احساس و

هوس که دگر جانی برای عاشق شدن نماند .این شقایق های وحشی

ست که تو میبینی نه شقایق های عاشق پس به خیال خود و شعر

سهراب زندگی میکنی و دلخوش از این دیر زمان.