تبلیغات
غریبه - هربار که ........................

غریبه


به جرم اینکه عاشق شدم همیشه دلشکسته و تنهام

هر بار که از شدت دلتنگی نفسم تنگ شد گفتم فراموشت خواهم کرد اما نشد هر بار گفتم تمام شد اما عشقت روز به روز بیشتر شد و دلم با من راه نیامد و زبان من را نمیفهمد زیر اواری از غم و تنهایی کمرم خم شده است دیگر توانی برای نفس کشیدن هم ندارم خودم را از یاد برده ام  تمام من تو شده در رویای رویاهایم مانده ام خسته و درمانده بدنم سرد شده است حتی یک تشابه اسمی مرا به لبخندی تلخ وا میدارد لبخندی که نشانه ی تلخ بودن این روزهایی است که در بی کسی هایم دست و پا میزنم.

.